شاهنامه فردوسی و اهمیت ان برای ایران و جهان

خرید بک لینک
شاهنامه نشان دهنده هویت ایرانی

سخن فردوسی فریاد و غرش امواج اقیانوس بیکران را به گوش میرساند. شاهنامه پیکار نیکی و بدی، روشنایی و تاریکی، داد و ستم، آزادگی و بندگی ایرانیان و دژخیمان ایران است. سراسر شاهنامه ستایش دانش، خرد، نیکی، آزادگی و جوانمردی، داد و دَهِش، عشق به ایران و انسانیت و بیزاری از بداندیشی و بدکاری و خشم، آز و غرور، دروغ و نابخردی است.

افزون بر زبان فارسی و وزن سروده ای شاهنامه، نقش آن در تقویت هویت ملی ایرانیان، روشهایی که به وسیله شاعر در سرودن اثرش مورد بهره قرار گرفته، میتواند دلیلهای ماندگاری این اثر تا به امروز مورد توجه قرار گیرد.

از تجزیه و تحلیل این روشها آشکار میشود که شاهنامه تنها به گفتن داستانها و اساطیر نمیپردازد بلکه روح اجتماعی فرهنگی زمانهاش را تا اندازهای که به این داستان آسیب وارد نسازد در کالبد آن دمیده و این سبب همهگیری و محبوبیت آن تا به امروز بودهاست و حتی نسلهای جدید ایرانیان دوستدار آن هستند.

ارزش تاریخی شاهنامه در این نیست که فردوسی داستانها را به نظم کشیده بلکه کار بزرگ وی جستجو و پیدایش داستانهایی که شکلگیری تمدن ایرانی، تاریخسازان و تاریخآفرینان پر مقاومت و اندیشه بزرگ ایرانی را نشان میدهد. کارنامه هستی ملتی کهن را که گویی در کانون جهان ایستاده است و هر روز روزگارش با انبوهه ای از سختیها و دشواریها رو به رو بوده است را به آیندگان مینمایاند:

بپرسیدشان از کیان جهان / وزان نامداران فرخ مهان

که گیتی به آغاز چون داشتند / که ایدون به ما خوار بگذاشتند

چه گونه سرآمد به نیک اختری / برایشان همه روز کند آوری

و ارزش این بخش از کار فردوسی زمانی به نیکی آشکار میشود که میبینیم امروزه بسیاری از بنمایههای اصلی کار او اثری در دست نیست و اگر شاهنامه به نظم در نمیآمد، مشخص نبود این داستانها به چه سرنوشتی دچار میشدند، داستانهای اساطیری و تاریخی ملت ایران چگونه روایت میشدند و شناخت روحی و معنوی گوهر ایرانی از درون چه نوشته ای شناسانده میشد!

روش کار فردوسی در هویت شناسی ایرانیان را میتوان از چند زاویه بازشناخت روایت فردوسی از جنبه مثبت و منفی ایرانیان در کارکردهای گونان آن در بزم، رزم، زندگی روزانه و مسایل ویژه ای است که واکنشهای گوناگونی را دربر دارد. برای نمونه، فردوسی، جمشید را با همه شکوهش مطلق نمیکند و او را برای خودخواهشدن و خوی بد، از اوج فرود میآورد و به دست ضحاک ستمگر نابود میسازد. رستم و سهراب را برای بیشجویی و آز سرزنش میکند. توس را به دلیل خودخواهی و کینههای کهن ملامت میکند و از مردمان عادی چون دختران روستایی هنرمند و چنگنواز، زنان خانهدار و مردان آسیابان و دشتبانان که در هر گوشه و کنار ایران قرار دارد از یاد نمیبرد و از آنها الگوهای نیک و بد آشکار کنندهی رفتار مردم ایران ارایه میدهد.

فردوسی بارزترین روش رفتاری مردم ایران را در جغرافیای گسترده و تاریخ پرماجرای این مردم در چند اصل خداپرستی، خردورزی، دادگری، نام و شادی خلاصه کردهاست و آرزو کرده که همه جهانیان در هر دوره و روزگار با بینشهای ایرانی به سربلندی زندگی کنند این گنج اصل اگر چه در ظاهر از هم جدا هستند ولی در کردار یکی میشوند زیرا خداشناسی، دادگری، نام و شادی از ذات خرد سرچشمه میگیرد و دادگری، شادی و خردمندی عین خداشناسی است

اهمیت فردوسی بزرگ برای ایران و جهان

گوته یکی از چهار شخصیت ادبی برتر تاریخ اروپا. معتقد است ادبیات پارسی،(به همراه یونانی، لاتین و سانسکریت) یکی از چهار ارکان ادبیات بشر است.

شاهنامه اثر حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی، حماسهای منظوم در بحر متقارب مثمن محذوف و دربرگیرندهٔ نزدیک به ۶۰٬۰۰۰ بیت و یکی از بزرگترین و برجستهترین سرودههای حماسهای جهان است که سرایش و ویرایش آن گنجینه، دستآورد دست کم سی سال رنج و تلاش خستگیناپذیر این سخنسرای بزرگ ایرانی است. و علاوه بر این تاثیر شدیدی بر شاعران پارسی بعد از خود داشت تاثیر بینظیری بر فرهنگ ملی ایرانیان داشته است. شاهنامه فردوسی، حكایت تاریخ ازلی و ابدی ایرانی است، از همین روست كه شرح داستانهای شعری آن را شرح روایت اساطیر ایرانی می دانند و در دنیایی كه كهن الگوها و كشف راز حضور و قدرت تأثیر آنها بر زندگی و رفتار امروز بشر به موضوع مهم مطالعات علمی دنیا تبدیل شده، هیچ منبع مكتوبی همچون شاهنامه را نمی توان به عنوان گنجینه كهن الگوهای ایرانی نمونه آورد. تاریخ، فلسفه، جغرافیا، اسطوره، ادبیات، زبان و ... هر گستره مهم طبیعی و فراطبیعی كه قدرت تبیین و تفسیر حضور و وجود ایرانی را گزاره می كند، در شاهنامه جستنی و پیداست. این در حالی است كه شاهكار حكیم توس به هیچ وجه مرزپذیر و محدود به قالبهایش نمانده و همواره در عین كم توجهی غفلت بار ما، مورد توجه غیرایرانیان بوده و هست.

تاكنون ترجمه های بسیاری از شاهنامه فردوسی در سراسر جهان به انتشار رسیده و حتی در بسیاری از جاها ادبیات كشورهای مختلف را تحت تأثیر قرار داده است. ترجمه شاهنامه در آلمان از سال 1800 به وسیله اشخاصی چونهاگمان، لودلف، وال ، والنبورگ ، ویلكن و فون هامر پورگشتال انجام گرفته و همواره رو به فزونی است. در 1788در فرانسه و تقریبا همزمان دیگر نقاط اروپا ب سرعت ترجمه شد.و شاعران و ادیبان بزرگ جهان تحت تاثیر شاهنامه قرار میگیرند و در نوشتارهای خود از این اثر بینظیر نام میبرند.

علاقه شدید گوته شاعر بزرگ آلمانی به اشعار فردوسی را نیز می توان در یادداشتها و مقالاتی درباره دیوان شرقی- غربی او مشاهده كرد

بسیاری از شاهكارهای ادبیات نمایشی، ادبیات شفاهی و حماسه سرایی جهان امروز در تطبیق با بخشهای مختلف شاهنامه فردوسی مورد ارزیابی و تحلیل قرار می گیرند.

مقایسه تطبیقی داستان اسفندیار با آشیل یونانی و زیگفرید آلمانی ، انطباق سخنان شاهنامه با فلسفه كانتی، نقاط مشترك نقش اجتماعی شاهنامه با حماسه ملی یوگسلاوی، تطبیق ساختار دراماتیك نمایشنامه آنتیگون سوفوكل با داستان جریره شاهنامه، افسانه شناسی تطبیقی درباره فرزندكشی پاریس ازتروا و افسانه ای ایرلندی با داستان رستم و سهراب و انطباق داستانهای بسیار دیگر شاهنامه با شاهكارهای بزرگ جهان ادبیات همچون مكبث شكسپیر و ... امروزه قدرتهای بی نظیر شاهنامه در حوزه ادبیات و به ویژه ادبیات حماسی را به دنیای ادبیات ثابت كرده است. به راستی كدام شعر و داستان و نمایشنامه و كدام منظومه و دیوان را می توان به این بزرگی یافت كه به همان اندازه كه در برگیرنده تمامی مشخصات ریز و درشت فرهنگ ملت خویش باشد، زبان و بیانی جهانی داشته و در انطباق با بزرگترین آثار از ملتهای مختلف جهان قرار گیرد؟

فردوسی در تمام جهان شناخته شده و مورد احترام است. شاهنامهٔ فردوسی به بیشتر زبانهای زنده دنیا ترجمه شده است و حکم حماسهٔ شرق را دارد و همانطور که غربیها حماسه هومر را ارج مینهند،و این دو کتاب بزرگترین کتب هماسی تاریخ جهان است. مردم شرق نیز شاهنامه را میستایند.شاهنامه همچنین نفوذ بسیاری در ادبیات جهان داشتهاست. آلفونس دو لامارتین (شاعر و نویسندهٔ بزرگ فرانسه) در سال ۱۸۳۵ میلادی در مجلهٔ مدنیت با عنوان گروهی از بزرگان و نوابغ قدیم و جدید ... بیان داستان رستم را به میان آورد. از میان داستانهای شاهنامه، رستم و سهراب در اروپا چندان نامداری یافت که به چند زبان بازگردانی شد و منظومههای زیبایی از آن پدید آمد. واسیلی آندریویچ ژوکوفسکی منظومهٔ زیبایی که در ادبیات روسی دارای جایگاه بلندی است، در داستان رستم و سهراب پدیدآورد. شاهکار دیگری که از داستان رستم و سهراب در ادبیات اروپایی نامدار شد، منظومهٔ متیو آرنولد (شاعر بزرگ انگلیسی) است. یوهان ولفگانگ گوته (شاعر استاد آلمانی) که به ادبیات پارسی مهری فراوان داشت، در پایان یکی از مجموعهٔ شعر خود به نام دیوان شرقی از مؤلف غربی نام فردوسی را آورده و او را با بزرگی ستودهاست.

ایرانشناس آلمانی در سخنرانیای که در کنگرهٔ فردوسی در ۲۷ سپتامبر سال ۱۹۳۴ میلادی (۵ مهرماه ۱۳۱۳ خورشیدی) به پاس هزاره فردوسی و در شهر برلین بر پا شده بود، میگوید چیرگی بر ایران به دست مغولان و از میان رفتن توان ایران پس از یک سده رهایی از چیرگی بیگانگان از سببهای گرایش ایرانیان به شاهنامه و تلاش برای بازیابی کیستی (هویت) فراموش شدهٔ خویش میباشد. همچنین وی همانندی روزگار ایرانیان در زمان فردوسی با آلمان سدهٔ نوزدهم را چرایی گرایش اندیشمندان آن کشور به شاهنامه فردوسی و برگردان آن به آلمانی میداند. اما به گفته بسیاری از پژوهشگران ایران فردوسی بزرگترین رزمنامه جهان را پدید آورده که دربردارنده تاریخ جهان باستان

تندیسهای فردوسی :

تندیسهای زیادی از فردوسی ساخته شده که شاید کهنترین آنها تندیس باغ نگارستان باشد. تندیسهای دیگر: تندیس میدان فردوسی تهران، تندیس میدان فردوسی کرمانشاه، تندیس دانشکدهٔ ادبیات دانشگاه تهران، تندیس دانشکده ادبیات دانشگاه فردوسی مشهد، تندیس کتابخانه ملی ایران در تهران، تندیس رم ایتالیا، تندیس سفارت ایران در پاریس، تندیس دوشنبه تاجیکستان و تندیس آرامگاه فردوسی.

بزرگداشت و گرامیداشت فردوسی :

در ایران روز ۲۵ اردیبهشت به نام روز بزرگداشت فردوسی نامگذاری شدهاست. هر سال در این روز آیینهای بزرگداشت فردوسی و شاهنامه در دانشگاهها و نهادهای پژوهشی برگزار میشود

ویکتور هوگو (شاعر بزرگ فرانسه) در کتاب شرقیات در برخی موارد از فردوسی بهره گرفته و نام او را آوردهاست و در مورد وی میگوید( " پیش از این در شهر میسور با فردوسی آشنا شدم. گوئی از سپیده بامدادان شعله ای گرفته بود تا از آن تاجی بسازد و بر پیشانی خود نهد. جلالی چون پادشاهان داشت که گستاخی را بر آستانش راهی نیست.دستاری قرمز و آراسته به یاقوتی درخشان بر سر داشت و با جامه ای ارغوانی ازین سوی شهر به سوی دیگر می رفت.)

هاینریش هاینه (شاعر مشهور آلمانی) در یکی از منظومههای خود داستان زندگی و تنگدستی فردوسی را نظم کردهاست. فرانسوا کوپه (شاعر اهل فرانسه) داستانی دربارهٔ زیارت تیمور لنگ از آرامگاه فردوسی ساختهاست که از آثار زیبا و بنام او است. شاعر دیگری به نام موریس باره نیز در یکی از آثار خود به نام ضیافت در کشورهای خاور نام فردوسی را آوردهاست.معرفی همه ادیبان اروپا ک از فردوسی گفته اند و تاثیر گرفته اند آنقدر زیاد است که در این مختصر نمیگنجد.

تاثیرگذاری شاهنامه بر ادبیات حوزه عثمانی بحدی بوده است که اکثر سفرنامه ها و زندگینامه ها و فتحنامه های شاهان عثمانی با نام شاهنامه مزین گردیده است بمانند سلیم شاهنامه، شاهنامه عارف ( سلیماننامه ) از فتحالله عارف، شاهنامه تاریخ سلطان سلیمان از عبدالله غباری، شهنامه سلیم دوم از لقمان آشوری ارموی، شهنشاهنامه مراد سوم، شاهنامه بهشتی، شهنشاهنامه عثمانی از صدرالدین ، شاهنامه بایزید دوم از فردوسی طویل. چاپ سنگی شاهنامه در اواسط و اواخر قرن گذشته میلادی در دولت عثمانی بحدی پرشمار بوده است که هم اکنون می توان براحتی نمونه های از این شاهنامه ها را در آرشیو اکثر کتابخانه ها و مجموعه داران ترکیه ای مشاهده کرد.تاثیر شاهنامه بر کشورهایی که روزگاری جزعی از ایران بزرگ بودند و اکنون جدا شده اند بسیار زیاد است. تاثیرات در حالی است که شاهنامه و ادبیات پارسی از پشتیبانه مالی غربی ها همانند آنچه ک در موزه ها و سینما و ....از ادبیات خود و از تاریخ و ادبیات یونان و مصر و روم دارند را ندارد، و ب واقع با محتویات درونی خود است ک جهان را تحت تاثیر قرار داد.

هزاره فردوسی

هزارهٔ فردوسی (یا جشن هزاره فردوسی)، مجموعهٔ آیینهایی بود که به مناسبت هزارمین سال میلاد فردوسی در سال ۱۳۱۳ خورشیدی در تهران، طوس و دیگر شهرهای ایران برگزار شد. جشن هزارهٔ فردوسی به سال ۱۳۱۳ یکی از رویدادهای مهم فرهنگی قرن، و مهمترین کنگرهٔ علمی بود که در ایران معاصر برگزار شد

در کنگرهٔ علمی هزارهٔ فردوسی بیش از چهل تن از خاورشناسان برجسته به نمایندگی از کشورهای خود حضور یافتند و به ارائه سخنرانیها و مقالات خود پرداختند، از جمله: بهرامگور آنکلساریا (هند)، جمشید جی اونوالا (از پارسیان هند)، یوگنی برتلس (از شوروی)، سباستیان بک (آلمان)، آنتونیو پاگلیارو (ایتالیا)، ادوارد دنیسن راس (انگلستان)، جمیل صدقی زهاوی (عراق)، یان ریپکا (چکسلواکی)، روماسکویچ (شوروی)، فریدریش زاره (آلمان)، عبدالحمید عبادی (مصر)، عبدالوهاب عزام (مصر)، فرایمان (شوروی)، فهیم بیر قدارویچ (یوگسلاوی)، آرتور کریستنسن (دانمارک)، ارنست کوهنل (آلمان)، کونتنو (فرانسه)، ژرژ مار (شوروی)، هانری ماسه (فرانسه)، سید عبد الکریم حسینی(حیدرآباد دکن ,هند)، ولادیمیر مینورسکی (انگلستان)، آشیکاگا آتسوجی (ژاپن)، محمد آقااوغلو (آمریکا)، جان درینکواتر (انگلستان)، ال. آ. مایر (فلسطین).

نزدیک به چهل تن از ادیبان و دانشمندان ایرانی نیز شرکتکنندگان کنگره بودند، از جمله: ادیبالسلطنهٔ سمیعی، اعتصامالملک، عباس اقبال آشتیانی، بدیعالزمان فروزانفر، احمد بهمنیار، محمدتقی بهار، ابراهیم پورداود، محمدعلی تربیت، حکیمالملک، صادق رضازاده شفق، نصرالله فلسفی، عبدالعظیم قریب، احمد کسروی، مشیرالدوله پیرنیا، مجتبی مینوی، سعید نفیسی، وحید دستگردی، جلالالدین همایی، رشید یاسمی

همزمان با کنگرهٔ هزارهٔ فردوسی در بیشتر شهرهای ایران نیز مراسمی برگزار شد، و در آنها سخنرانیهایی ایراد شد، و شعرهایی خوانده شد و نمایشهایی از داستانهای شاهنامه اجرا گردید. در شهرهای مختلف، خیابانها و دبستانها و دبیرستانهایی به نام فردوسی نامگذاری شد.پس از خاتمه کنگره هزارهٔ فردوسی، شرکتکنندگان کنگره به توس سفر کردند، و بنای آرامگاه فردوسی در توس را دیدن کردند

در خارج از ایران نیز در پاریس، لندن، رم، مسکو، برلین و برخی از دیگر شهرهای اروپا و آسیا با تشکیل جلسههای سخنرانی مراسم بزرگداشت فردوسی اجرا شد. جشن هزاره فردوسی در برلین نیز در تاریخ ۲۷ سپتامبر ۱۹۳۴ به مناسبت هزارمین سالگرد زادروز فردوسی، شاعر و حماسه سرای بزرگ ایرانی،زیر نظر وزارت فرهنگ و علوم آلمان برگزار شد. گزارشی از این جشن در نشریه انجمن شرقشناسی آلمان در سال ۱۹۳۴ چاپ شد.

با تشکر از کانال ایران جاویدان که در گرداوری این جستار ما را یاری کردند

فروهر...

ما را در سایت فروهر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 105 تاريخ: دوشنبه 9 بهمن 1396 ساعت: 13:17

صفحه بندی